«نگاهی عمیقتر به اضطراب: گذر از مدیریت سطحی به درک ریشهای»
نگاهی عمیقتر به اضطراب: گذر از مدیریت سطحی به درک ریشهای بسیاری از ما اضطراب را بهعنوان یک «دشمن» یا مشکلی ناگهانی میشناسیم که باید هرچه سریعتر آن را خاموش، مهار یا کنترل کرد. اما واقعیت این است که تکنیکهای سطحی، تمرینهای تنفسی یا تلاش برای سرکوبِ نشانهها، مانند بستنِ شیرِ یک دیگِ در حال جوش است؛ فشار روان همچنان در لایههای زیرین باقی میماند و دیر یا زود از جایی دیگر فوران میکند. در رواندرمانی پویشی تحلیلی، ما به اضطراب به چشم یک «نشانه و پیام» نگاه میکنیم، نه یک دشمن. اضطراب زنگ خطری از جانب لایههای ناآگاه روان است [...]

